نمیدونم چی بگم همیشه

عزیز همیشه و هنوز من سلام بابت تموم اون اذیتام ببخشید منم ب نوبت خودم خیلی اذیتت کردم واقعیتش بچگی کردم درک نداشتم الکی باعث قهر و دعوا میشدم فکر میکنم خوابه واقعیت نیست اخه اینهمه عشق و دوست داشتن نسبت ب خودمو باور نمیکنم 😅 ی مرد اینطوری ارزوی هر کسیه من دیونه بودم قدرشو ندونستم هیچی برا گفتن ندارم دست سرنوشت هر کاری کرد راضیم بهش تنها کسی ک از ته قلبم ب محبت و عشقش باور پیدا کردم و یقین خودتوی تورو هیچ وقت فراموش نمیکنم هیچ وقت لطف و محبت و علاقتو همه چیو گاهی خیلی اذیتت کردم کاش منو ببخشی راجب اون اذیتا خیلی بهت افتخار میکنم ی ادم اینطوری بود تو زندگیم خدا هر چی ک میخوای بهت بده از ته ته ته دلم ازت راضیم کاش خدا منو ببخشه ک به خاطر من اشک تو چشم تو امده از تو پاک تر هیچ جا ندیدم مهربون تر حتی دلسوز تر از خودم ب خودم هیج جا ندیدم خدا به اندازه همون دلت بهت بده تقصیر خودت بود گاهی اینقدر خوب بودی دوست داشتم هر چه زود تر برای خودم باشی کنارت برا همیشه ب ارامش برسم نمیدونم اخر داستانو ک میشه بهم برسیم یا نشه ولی خوشبحال کسی ک کنار تو باشه واقعاااا از ته دلم حسرتشو میخورم حتی اگه خودم باشم مراقب خودت باش هیچ وقت دلم نمیاد بی جواب بزارمت

تاریخ نگارش : -- 6مرداد ۴۰۳ ساعت ۲۲ و ۲۳ دقیقه

نویسنده : -- Khanoom