گم شدم

هزار توی زمانه

سلام نفسم خوبی ؟ خانواده خوبن؟ چخبرا؟ منم خوبم ، خستم فقط یکمی، خواستم یخورده گپ بزنم باهات، یخورده دلم رو خالی کنم، یخورده دعوات کنم 😅، چخبرا چه میکنی زنده ای؟ منم بصورت بصری زنده ام و درگیر کارای دانشگاه و اینام، ترم تموم شد و فکرم یخورده آزاد تر شد، این ترم خیلی سنگین بود، واقعا خیلی فشار روم بود، فعلا نمرات اعلام نشده اما از همین که از امتحانا فارغ شدم خودش خیلی خوشحال کنندس برام، از فردا پس‌فردا میخوام روی دوره ها کارام تمرکز کنم و شروع کنم سطح ها حرف ای رو، دیگه میشه گفت که کل زندگیم شده کار، یادته بم میگفتی اینکه الان بخاطر من داری اون همه کار میکنی و فک میکردی اذیت میشم ، اینکه همیشه توی اتاق میموندم و با دوستام نمی‌رفتم بیرون فقط برا اینکه بتونم روی پاهام وایستم و بهت برسم، ‌یادته ! یادته بت میگفتم اصلا اذیت نیستم و خیلی هم علاقه دارم که اینجوری کار کنم، الان که نیستی بازم نمیخوام آروم بگیرم. از خیلی چیزا سرد شدم از خیلی چیزا در عذابم اما میخوام راهی رو که پیش گرفتم رو تموم کنم. واقعا با کار خیلی زیاد آرومم من ، انگار که طلسم من کار کردن و توی مسیر خودم قرار گرفتنه، خیلی حرفا میخواستم بت بگم اما از خستگی خیلی چیزا یادم نمیاد، امشب تقریبا ۵۰۰ کیلومتر نزدیک تر ام بت، دنیا خیلی عجیبه،،، تو همونی هستی که بم میگفتی که آرزوی هر دختری هستم، میگفتی هر دختری آرزوشه کسی مثل تو توی زندگیش باشه، اما خودت ول کردی رفتی. حالا فک کن من چه حسی داشته باشم نسبت به خودم!🤦‍♂️ // چند وقت پیش اکانتی که توی تلگرام بود رو دلیت زدی. چون هیچ پیامی نمی‌دادم بت یا چون نمیخواستی روی منو ببینی؟ پیام نمی‌دادم چون واقعا بعدش احساساتم رو خرد میکردی ، میترسیدم از اینکه دوباره بت پیام بدم و باز منو با حرفای تلخی که میدونی ترد و خرد کنی، واقعا حس بعدش، جمع کردن روحیه ام بعدش خیلی سخته، بت گفته بودم یکی دوسال دیگه صبر کنی بعدش دیگه همیشه پیشمی، الان اون تایم سپری شده اما نتیجه ای حاصل نشده میدونی چرا ؟ چون بعد اون همه ترد شدن ها و حرفای تلخ دوباره سرپا شدن و قدم برداشتن ناممکن بود، اینکه بتونم خودمو جمع و جور کنم زهرمااار بووود😔🤦‍♂️.// یا شادم نمیخواستی ریخت منو ببینی زدی دلیت کردی. دقیقا یادمه کی حذف کردی اول ژانویه بود تقریبا از ۳ هفته بیشتر پیش، امتحان داشتم کمتر میومدم تلگرام. ۳ شنبه امتحانم بود ۲ شنبه عصر که آنلاین شدم دیدم کار خودتو کردی، میدونی چه حسی داشتم ؟ میخوای بدونی؟ خوشحال شدم ،،،، جدی میگم خوشحال شدم،، خوشحال از اینکه حداقل اندازه یه دلیت زدن بهم فکر کرده باشی، خوشحال از اینکه اندازه یه آشغالی که دور میندازن برات مهم بودم، خوشحال از این بابت که من شده برای چند ثانیه به فکر خانوم خوشگله اومدم، بعدشم ناراحت از اینکه دوباره پرتم کردی بیرون 😔.// عشقم واقعا کم دوست داشتم؟ چه کار اشتباهی کردم من ؟ اینقدر سخته صبر کنی برام؟ حاجی دیگه آخراااششههههه،،،، اگه برگردی پیشم اون علاقه ای گه قبلا بوده وجود نداره میدونی چرا بخاطر سابقه ای که از خودت جا گذاشتی، اما میدونم جز تو رو دلم نمیخواد. چندشم میشه از دخترای دیگه ، واقعا آینده‌ی سختی در انتظارمه اگه نباشی ، الان تو دلت داری میگی ما اختلاف داریم فلان داریم خانواده هامون اخلاقامون آیندمون اونامون فرهنگمون میدونم میشناسمت بیخودی نفر اول نگرانی های زودهنگام نشدی که👌😁،،، همه این چیزا ، این اختلاف فاز ها ها اینا همشون از بین میرن اگه کنار هم باشیم ، یعنی منظورم حضوری و این چیزا، تجربه کردم توی این چند ماه که خیلی از دعوا هایی که داشتیم ، از آسونی پیام نوشتن ب ای هم بوده. از اینکه هر موقع هر ح فی رو بت بزنم بدون اینکه تاثیرش رو توی چشمات ببینم ، هر حرفی رو بم بگی بدون اینکه ببینی من موافقم یا مخالفم، با زبان چهره خیلی چیزا فرق میکنه،،، راستش من بابت خیلی چیزا اشتباه کردم در حقت ، دوست دارم عشقم، اون عشق قبل نیست اما آدم درست زندگی من تویی و بودنت برام زندگی بخشه ، عشق و علاقه رو هم ایجاد میکنیم از راه درستش نه مجازی و پیام و فلان . دوست دارم . منتظرتم. توی قلبمی . همیشه هم بهت فکر میکنم ‌. ساعت شد ۰۰:۰۰ بسه هرچی نوشتم خودت میفهمی چی بخونی من برم بخوابم رویا های شیرین ببینی نفسم

تاریخ نگارش : -- ۵ بهمن ساعت ۲ دقیقه اولش😇💖

نویسنده : -- Agha